35
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
فقط اون لحظه ای احساس می کنم خودمم و به خودم نزدیکم، که "مادری" می کنم. نه وقتایی که کنار پدرش دراز می کشم و به صدای نفس هاش گوش می دم، نه وقتایی که توی مهمونی های کسل کننده و کشدار شرکت می کنم، نه وقتایی که با خانواده ام می گذرونم، نه وقتایی که کتاب می خونم یا دارم درس می دم... نه... من فقط توی همو...
مگه می شه گفت که دلشکسته سال نو نداره؟
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
سال اسب
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
<no title>
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
پراکنده
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
30
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
این روزها
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
ابن روزها اصلا خوب نیستم........... .راســــــتی،دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یادگـــرفتــه ام...! "حــــال مـــنخـــــــوب اســت" ... خــــــوبِ خــــوب
سالگرد ازدواج و بازارچه
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
یه سلام شاد به همه دوستای گلمببخشید که دیر به دیر میام وب و اصلا بهتون سر نمی زنم. ایشاالله سرم که خلوت شد به همتون سر می زنم و از شرمندگی تون درمیامامروز بازارچه بچه های بی سرپرست و بدسرپرست رو داشتیم. جالبتر اینکه امروز سالگرد ازدواج من و امیر بود و من باید می رفتم بازارچه. چون کلی کار ریخته بود س...
نیستم
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
سلام به همه دوستان عزیزم.با عرض پوزش بابت جواب ندادن کامنتها. باید بگم سرم به شدت شلوغه و تا یه مدت نیستم. درپیر سه تا بازارچه پشت سر هم هستم. به همتون خبر میدم. ممنون که بهم سر میزنید. هواستم بگم که نگرانم نشید. از همگی عذرخواهی می کنم که نمی تونم بهتون سر بزنم.
مشکلات همیشگیه........
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
از پله های ورودی مترو پایین رفتم. کارت کشیدم که از گیت عبور کنم. شارژم تموم شده بود. مجبور شدم برگردم و کارتم را شارژکنم. بعد از شارژ کارت دوباره رفتم سمت گیت و کارت کشیدم و عبور کردم. گیت مترو هم که بدتر از گیت فرودگاه آدم رو خفت می کنند، انگار دزد گرفتن! به سمت پله برقی رفتم تا برم ایستگاه. روی او...
انجمن آلزایمر ایران
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
امروز روزی بود برای خودش. صبح با انجمن آلزایمر قرار داشتیم. از صبح ساعت 10 اونجا بودم تا ساعت 2 بعد از ظهر. برای اولین بار می رفتم مرکز آلزایمر ایران!اصلا تا به حال هیچ وقت به این موضوع فکر هم نکرده بودم و اصلا نمی دونستم انجمنی با عنوان آلزایمر در ایران وجود داره و اصلا فکر نمی کردم که نیاز باشه که...
شکست............
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
این روزها اصلا حال خوشی ندارم. دلگیرم و غمگین. احساس می کنم قلبم به شدت شکسته. نمی دونم چطور می تونم بگذرم. دلم می خواد تلافی کنم ولی هر جور که فکر می کنم می بینم در شخصیت من نیست که بخوام مثل خودش باهاش برخورد کنم. دوست ندارم که خدا جلو پاش بذارِ کاری که با من کرد. چون دردش خیلی زیاده و می دونم که ...
طلا قیمت خون آدمی.....
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
امشب رفتم طلا فروشی. فروشنده آشنای چند ساله ست که همیشه ازش طلا می خریم. بهم می گه خانم نجفی اگه قصد خرید طلا دارید تا قبل از عید بخرید. چون بعد از عید به 300 هزار تومان هم می رسه! با خنده می گم. چه فرقی می کنه آقای ........ چند سال پیش فکر می کردیم که به 150 تومان برسه که حالا بخوایم به فردا فکر کن...
داستان دارم با این رمان خوندنم
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
یه رمان جدید رو شروع کردم به خوندن. به شدت درگیرش بودم. طوری که تا ساعت 5 صبح یه ریز خوندم! امیر نصف شب بلند شد آب بنوشه. با تعجب نگام می کنه و می گه: تو که هنوز بیداری! مگه روز رو گرفتن که شب نشستی پاش؟ با اینکه می دونهمن خوره رمان هستم ولی باز هم باورش نمی شه به خاطر یه رمان از خوابم بزنم. اینو گف...
چی بگم که نگفتن بهتر از گفتن
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
می خواستمیهپست در مورد بازارچه بذارم کهنشد. جریانش روپایین بخونید:بعد از مدتها فرصت کردم که به وبلاگم به صورت اساسی سر بزنم. باورتون نمی شه اگه بگم بیش از ۱۵ تا کامنت فقط در مورد پست (ماجراها دارم من) داشتم. که فکرکنم برای بهار بود. نمی دونم اون پستم رو یادتون هست یا نه؟ ولی ماجراش در مورد روزی بود ...
بازارچه خیریه
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
گرت زدست برآید چو شمع تابان باشیبسوز خویشتن و جمع را فروزان باشدوستان محترم از شما دعوت بعمل می آید تا با ما همراه شده و دربازارچه خیریه ای که برای کمک به هموطنان زلزله زده آذربایجان برپا است ، حضور به هم رسانید و سبب شادی دل هایی شوید که همیشه دوستدار شما خواهند بود.با دستهای گرمتان، دستهای سردشان ...
کلیات شمس(دیوان کبیر) با فرمت ورد
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
دوستان گرامی سلاممدتی نتوانستم وبلاگ را بروز کنم و به این خاطر پوزش می خواهم.اکنونکتابکلیات شمس را به شما دوستان تقدیم می کنم.عنوان اثر : کلیات شمس تبریزی(دیوان کبیر) موضوع : مجموعه اشعار شورانگیز عرفانی سراینده : مولانا جلال الدین محمّد بن محمّد بلخی.توضیحات:کلیات شمس(دیوان کبیر) بر اساس تصحیح استا...
خبرهای بد برای بچههای خوب
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
به بهانه درگذشت مهدی آذریزدیخبرهای بد برای بچههای خوبحسین وحدانیدر میانه خبرهای بدی که این روزها برای خواندن و شنیدنش نیاز به زحمت زیادی نیست، مرگ «مهدی آذریزدی» از آن دست خبرهایی است که شاید چندان توجهی برنینگیزد؛ نویسنده هشتاد و هفت سالهای که از عفونت ریه رنج میبرد و ناگزیر روزهای آخر عمر را سپری ...
قصه گوی خوب بچه های خوب هم رفت
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
استاد آذریزدی را همۀ کتابخوانهای قدیمی میشناسند او بر سر همۀ بچه های کتابخوان بعد از دهۀ ۳۰ حق دارد.استاد امروز ما را تنها گذاشت برای شادی روح او دعا کنیم!همه با هم برایش طلب مغفرت میکنیم.مهدی آذر یزدی درگذشتمهدی آذریزدی نویسنده پیشکسوت ادبیات کودک صبح امروز پنجشنبه 18 تیر ماه درگذشت.به گزارشخبرنگار...
دیوان حافظ
-
تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 18:01
به نام خدابا سلاممدتی است این وبلاگ را تأسیس کردهام اما تا کنون نتوانستهام کتابی را برای دانلوددر آن قرار دهم.تصمیم گرفتم با دیوان حافظ شروع کنم. کتاب ارزشمند و ماندگاری که مونس همۀماست به تعبیر استاد بهاءالدین خرمشاهی:« حافظ ، حافظۀ ماست».کتاب دیوان حافظ را با فرمت ورد (word) و به صورت زیپ شده با ح...