

این حداقل دستمزد ۶۰۹۰۰۰ تومانی بر پایه برابری نرخ ارز و ریال معادل است با تنها ۲۰۰ دلار که از این منظر کارگر ایرانی را به یکی از ارزانترین نیروهای کار در منطقه و جهان تبدیل کرده است. به عنوان مثال حداقل حقوق کارگران در ترکیه ۵۸۰دلار میباشد یعنی ۳ برابر حداقل حقوق کارگر در ایران و یا در چین (که همواره به مزیت ارزان بودن نیروی کار شهره بوده است) حداقل دستمزد کارگران ۲۸۰ دلار یعنی ۱.۴ برابر مزد حداقلی کارگران ایران میباشد. که البته چنین فاجعه و تیره بختیی برای طبقه کارگر و حقوق بگیران از نظر برخی کارفرمایان و با وقاحت مزیت محسوب میشود، به عنوان نمونه نجفی منش، عضو هیئت مدیره انجمن قطعه سازان ارزان بودن نیروی انسانی را مزیت خودروسازی ایران میداند و تاکید دارد:"در حال حاضر حداقل دستمزد کارگران ایرانی از کارگران چینی هم کمتر است و این میتواند موضوع جذابی برای شرکتهای خارجی باشد."(دنیای اقتصاد،۷ بهمن ماه).
شایان توجه است که این افزایش حداقل حقوق شامل انبوهی از کارگران نخواهد شد.
کارگاههایی با کمتر از ۱۰ کارگر که مشمول قانون کار نمیشوند، حتی از این اندک افزایش حداقل دستمزد نیز بی بهره میمانند. نکته دیگر آنکه در ساختار بیمار اقتصاد کلان ایران حتی افزایش حقوق اسمی کارگران از آنجا که بدون افزایش نرخ رشد وبالا رفتن اشتغال میباشد منجر به افزوده شدن شمار استخدامهای سفید امضا که در آن کارگر حق مطالبه هیچ گونه حقوقی را ندارد میشود، در این چارچوب کارگران هر شش ماه یکبار اخراج شده و دوباره به استخدام در میآیند. در این ارتباط رئیس اتحادیهٔ کارگران قراردادی و پیمانی کشور با بیان اینکه موضوع قراردادهای موقت و سفید امضا ی کار، امروز به یک دغدغه ی لاینحل برای کارگران تبدیل شده و امنیت و آسایش را از آنان سلب کرده است گفت:"عمده کارگران قرارداد موقت را جوانان تشکیل میدهند که بسیاری از آنها با داشتن بیش از ۱۵ و حتی ۲۰ سال سابقه کار هنوز با کارفرما قرارداد یک ماهه و سه ماهه میبندند." بنابر آمارها بیش از ۸۰ درصد کارگران کشور با قراردادهای سپید امضا ی ۳ روژه،۲ هفتهای و ۲۰ روز و یک ماهه، مشغول کارند (ایسنا ۲۲ دی ۹۲).
فاز دوم هدفمندی یارانهها در حالی اجرایی خواهد شد که سطح دستمزد و قدرت خرید کارگران، کارمندان، بازنشستگان و دیگر حقوق بگیران در طول چند سال اخیر در سایه رشد نرخ تورم، تبخیر گشته و مرتب سقوط کرده است و طبقات زحمتکش دیگر قادر به تأمین مایحتاج بدیهی خود و خانوادهایشان نیستند. حتی گزارش بانک مرکزی نشان میدهد متوسط مقدار مصرف سرانه اغلب کالاهای خوراکی مردم در ساله گذشته نسبت به سالهای نخست دهه ۱۳۸۰ کاهش یافته و مصرف سرانه کالاهایی نظیر برنج، نان، گوشت، مواد لبنی روغن...به شدت نزول کرده است (اعتماد ۶ اسفند ۹۲ ).
برچسب:
نویسنده: imi