واندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
همخویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
وآنگهبیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
روسینه را چون سینهها هفت آب شو از کینهها
وآنگهشراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو
بایدکه جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
گرسوی مستان میروی مستانه شو مستانه شو

چونجان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما
فانیشو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو
قفلیبود میل و هوا بنهاده بر دلهای ما
مفتاحشو مفتاح را دندانه شو دندانه شو
تاکی دوشاخه چون رخی تا کی چو بیذق کم تکی
تاکی چو فرزین کژ روی فرزانه شو فرزانه شو
........
برچسب:
نویسنده: imi