نه از تــــو ! نه از زمــــانه ! نه از زمـــین...
که من از دست خویش خسته ام ...
از این ذهـــن پریشان ...
از این احساس در آلود ...
از این هزیانهای گاه و بی گاه...
از این سیــگار ...
از این روح سردر گم ...
چرا بیراهه بروم . . .
من از دست خــــودم خسته ام ...
برچسب:
نویسنده: imi