خرید بک لینک
احتمالا همه مشغول خونه تکونی و آماده شدن برای عید نوروز و سال جدید هستین. وقتی آدم در اون شور و هیجان قبل از عید نباشه نمی تونه عید و تغییر سال رو احساس کنه. این برای ایرانی هایی که خارج از وطن هستند خیلی غم انگیز هست. (حالا چون نزدیک عید هست این قضیه رو خیلی توضیح نمیدم که شماها هم دلتون نگیره)
طبق اطلاعیه ای که به در ورودی ساختمان زده اند 1 آوریل روز زباله های حجیم در خیابان ماست. قبلا برای این روز نوشته ام. ماجرا این است که این همسایه های طبقه اول از یک ماه پیش وسایل بدردنخوری که توی انبارشان سال ها جمع کرده بودند رو ریخته اند توی راهروی جلوی در و هر روز هم بر حجم این وسایل اضافه می شود.من نمی دونم این همه وسیله رو برای چی این همه سال نگه داشتن از کابینت و سپرماشین و جاروبرقی و تلویزیون کهنه و ... توی این خرت و پرت ها پیدا می شه.
این خانم که قبلا گفتم که شوهرش او و فرزندانش را ترک کرده کلا آرامش ساختمان را به هم زده. البته من چند بار همسرش را که برای دیدن بچه ها و یا بردن آنها به ساختمان آمده بود دیده ام. یعنی این طوری نیست که ارتباط به طور کامل قطع شده باشد ولی حالا به هر دلیلی کنار هم زندگی نمی کنند. هر دو واحد طبقه دوم آپارتمان مال این خانواده است و من فکر می کنم حالا که همسرش رفته قصد دارد یکی از واحدها را خالی کند چون یک ماه است هر روز سر و صدای جابه جایی وسایل به گوش می رسد. قبلا این قدر توی راهروها رفت و آمد و سرو صدا نبود. دائم صدای حرف زدن و دویدن بچه ها در راهرو و حضور و غیاب کردن مادرشان و صدا زدن پدر و مادرش از توی راهرو و تلفنی صحبت کردن و ... به گوش میرسه.


وسایل به درد نخور همسایه

خرت و پرت های توی انبار
هر واحد یک انباری در زیرزمین و یک انبار در فضای زیرشیروانی دارد. خوشبختانه انبارهای ما خالی است ولی اکثرا انبارهایشان پر است. حالا هر روز صدای بالا و پائین رفتن آسانسور و جابه جا کردن وسایل از انبار بالا یا پائین به گوش می رسد. پدر و مادر این خانم هم در آپارتمان ما در دو واحد طبقه سوم ساکن هستند و البته که ایشان مدیر ساختمان می باشند، پس دیگه جای اعتراض باقی نمی مونه.
همسایه های طبقه بالای ما یعنی واحد بالای سر ما دو تا دختر هستند که احتمالا هر کدام در یک اتاق واحد بالا ساکن هستند و فضاهای آشپزخانه و سرویس ها را مشترک استفاده می کنند. من نمی دونم اینها توی خونه چی می پوشن که گاهی راه رفتنشون اینقدر صدا می ده! یعنی ساعت 6 صبح انگار نعل اسب به ته کفش شون زدن و دارن مسابقه دوی سرعت توی خونه یک ذره ای اجرا می کنند! البته مشکل از دیوارها و سقف نازک خونه هم هست، بالاخره خانه قدیمی(حدود 90 سال عمر دارد فکر کنم) این مشکلات رو هم داره.(البته خونه مون مشکلات بیشتری داره که باید توی یک پست دیگه در این باره کمی آه و ناله کنم) ولی سوال اصلی من اینجاست که چرا این طبقه بالایی صبح های زود فقط سر و صدا می کنند؟ گاهی فکر می کنم دار قالی زده و داره قالی رو پود میده! گاهی صدای خراطی و نجاری و درل کاری می یاد!! همه هم در ساعات اولیه صبح هست. کلا این طبقه بالایی ها تا من رو بی خواب نکنند ول کن نیستند! وقتی خواب از سرم پرید خیالشان راحت می شود و می روند به ادامه زندگی بی سرو صدایشان می رسند این غیر از صدای حمام و لوله های آب می باشد. مشکل اصلی هم اینه که چون درهای خانه خیلی پائین هست امکان پهن کردن موکت و قالی نیست!! و باید همان پارکت کف را صیقلی داد. البته احتمالا خودشون خبر ندارند که این سرو صداها تا چه حد به واحد پائینی نفوذ می کنه چون خودشون بالانشین هستند.خوشبختانه طبقه پائین ما مسکونی نیست چون هر دو واحد دست خانم و آقای مدیر ساختمان هست و اونها در واحد اون طرفی ساکن هستند. حالا چرا هر دو واحد رو با هم دارند و اجاره نمی دهند من خبر ندارم. احتمالا کسانی که آپارتمان نشین هستند از این خاطرات و ماجراها با همسایه هایشان زیاد دارند.

نامرتبط: این صفحه(فرار مالیاتی در آلمان) و این صفحه (خاطرات یک دختر آلمانی در تهران) را هم می توانید بخوانید.

دکور جدید آبی برای بهار

وسایل بازی بچه ها در قالب درخت


ماشین آبی با وسایل مردانه


تزئین دکور لباس زنانه


این خانم بیش از 90 سال سن داشت و با پالتو و کیف شیکش از من هم زرنگ تر می نمود! کلاه بزرگ سفیدش جالب است


اولین شکوفه بهاری

منظره غروب از بالای شهر

برچسب: نویسنده: imi تاريخ: چهارشنبه 27 فروردين 1393 ساعت: 17:57

صفحه بندی