سلام به روی ماه تک تکتون![]()
ایشالله که همتون خوب و خوش باشید...بابت تاخیر طولانیم معذرت میخوام از اون دسته از دوستام که نگرانم شدن![]()
سپیده عزیزم
پرستوی نازم
مهتای گلم
جو جو مهربوونم
آفتابگردون عزیزم![]()
تصمیم داشتم دیگه ننویسم ولی دلم نیومد خوووووو
تا یادم نرفته از همینجا مجدد به ممول عزیزمممممم
تبریک میگم
مطمئنم یکی از بهترین و مهربون ترین مادرای دنیا میشی گلمممم خیلی خوووووشحاااال شدم برات![]()
این چند وقته که نبودم بیشتر تهرون بودیم یا خونه ی مادرشوهرم بودیم یا مهمون داشتیم خلاصه همش در حال تفریحات سالم بودیم و اصلا فرصت نداشتم بیام نت البته بیشترتون رو با گوشی میخوندم
چند روز پیش که تهران بودیم رفتم آرایشگاه برای اصلاح ابرو یه کوچلو ابروهامو باریک کردم کلی قیافه ام عوض شده و خودم و همسرمو مادرشوهر خیلی خوشمون اومده،همیشه پهن برمیدارم برای تنوع یه کوچلو باریکش کردم![]()
همشم با مامانم و خالم و خواهر جونم در حال خرید بودیم![]()
چقدم که هوا سرد بود ...ما هم چون اکثرا از مرکز خریدا خرید میکنم سرمای هوا روی راندمان خریدمون تاثیر نذاشته بود خداروشکررر![]()
یه کیف و کفش دم دستی گرفتم البته برای عید دوباره میگیرم اینایی که گرفتم برای بیرون رفتنای معمولیه...عشقم یه ساعت برام خریده خیلی دوسش میدارم .یه بوت گرفتم...مامانم جووووووووونمم یه پالتوی خیلی نااااااز از میلاد نور برام گرفت رنگ و مدلشو خیلی دوس دارم
برای مادرشوهر مهربونم یه لباس گرفتم برای عید میخوام بهش کادو بدم برای مامان جووونم یه بلوووز خوشگل خریدم کادوی تولدش و بابا جووونم به مناسبت تولد مامان عزیزمممم شام بردمون بیرون خالمم بود خیلی خوووش گذشت
یه کیف لب تاپ برای عشقم خریدیم
دیروزم باز رفتیم فروشگاه و کلی خرید کردیم اصلا جنبه فروشگاه رفتن نداریم من و همسری![]()
امشبم بعد از شام مادر شوهرم اینا قراره بیان و دیگه فرصت نمیشه براتون عکس بذارم الانم برم یه دست به سر روی خونه بکشم و وسایل پذیرایی رو آماده کنم...فردا هم که باز میریم تهروووون![]()
بازم قراره بریم خرید یعنی عاااشق خرید کردنای دم عیدم که هر چی میخریم تموم نمیشه من که تا آخرین لحظه های قبل از تحویل سال مشغول خریدم![]()
پست بعدی کلی عکس میذارم براتون

خیلی دوستووون دارم![]()
برچسب:
نویسنده: imi