خرید بک لینک

سلام به دوستای گل خودم،خوبید؟

منو همسرمم خوبه خووووووووووبی شکر خدا

میدونستید با معرفت ترین دوستای دنیایید؟!خیلی خوشحالممم که دوستای مهربونی مثل شما دارم...ایشالله همیشه شاد و سلامت و بامعرفت باشید.

پنجشنبه 1 اسفند با مامانم اینا راه افتادیم به سمت خونه ی مامان بزرگ مهربونم...خاله ها و دایی هامم با ماشینای خودشون همراهمون بودن خلاصهتو را با هم بودیم و مسیر 4 ساعته رو چون باهمبودیم خیلی زود سپری شد و رسیدیم...وقتی مامان بزرگم رو بی حال تو رختخواب دیدم خیلی ناراحت شدم و به زور جلوی سرازیر شدن اشکامو گرفتم،بنده خدا خیلی رنگ و روش پریده بود و ضعیف شده بود خلاصه اونشب همه ی بچه ها و نوه ها عروسا و دومادا دور مامانبزرگم جمع بودیم و همین باعث شد از نظر روحی حال مامانبزرگم بهتر شه یه کم سرحال شن...زندایی هام که مدام قربون صدقه ی مامان بزرگم میرفتن و یواشکی گریه هم میکردن زندایی میگفت مامان بزرت بهترین مادرشوهر دنیاست و میگفت به اندازه ی مادر خودم وسش دارم...بابای منم که خیلی نگران شون بودن و میگفتن انگار مادر خودم مریض شده خلاصه خوش بحال مامان بزرگم که انقد مهربونه و همه دوسش داره و با کوچیکترین مریضیش هممون کار و زندگیمونو رها کردیم و خیلی زود از تهران خودمونو رسوندیم شهرستان...مامان برگم همیشه میگن فقط مهربونی و خوبی میمونه و واقعا درست میگن...دکترا تشخیص به زونا داده بودن.چند روزی اونجا بودیم و بعدش برگشتیم الانم خداروشکر یکی از خاله ها و دوتا از دایی هام پیشش هستن و مراقبشن،دکترا گفتن چندماهی طول درمان نیاز داره و الان یکم بهترن ولی هنوز خوب خوب نشدن ممنون میشم با دلای پاکتون برای سلامتی همه ی بیمارا دعا کنین.

این مدت هم که نبودم اصلا فرصت نمیکردم بیام نت اگرم میومدم چندتا وبلاگ میخوندم و میرفتم...مشغول خرید و تمیزکاری و مهمون بازی بودیم...خداروشکر خریدامو انجام دادم البته هنوز روسری و کیف و کفشم موندهاااا

خریدای همسرمو کامل انجام دادیم...لباسا عشقم خیلی شیک و قشنگه ایشااله به دل خوش ازشون استفاده کنه.

فردا میریم تهران و قراره کمک مامنم اشپزخونشونو تمییز کنیم.بابام میگه:منو مامانم نیازی به نظافت عید نداریم چون هر روز سرویس بهداشتی رو با جرم گیر برق میندازیم،حموم رو هم هفته ایی یه با با سفید کندده از سقف میشوریم،گاز رو حداقل دو روز یه با کامل تمییز میکنیم حتی زیر و پشت گازو،هود رو همینطور...آشپزخونه رو هم سه ماه پیش حسابی تکوندیم...فقط فرشا و پرده ها نیاز به ششست و شو داره که اونم میدیم بیرون ولی من و مامان جونم گوشمون به این حرفا بدهکار نیست و برای نظافت عید خودکشی میکنیم هرچند واقعا نیازی به این کار نیست...من که فرشام تمیز و پرده ها رو میدم بیرون و پنجره ها رو هم همسرم نظافت میکنن و برای کارای دیگه هم مامان جونم میاد کمکم چون مچ دستم کامل خوب نشده و دکتر گفته خیلی بهش فشار نیارم...همین نظافتا و تمیزکاری های بیش از حد من باعث شد که مچم اینجوری شه...

دیشب خواب میدیدم دارم وضع حمل میکنم اونم از نوع طبیعی اونم تو خونه خیل یحس بدی بود خدارووووووووووشکر که خواب بود!!!

همسرم خرداد ماه امتحان اجرا داره یکی از امتخانای رشته عمرانه دیروز رفتیم و یه سری کتاب گرفت این چند ماه که زمان داره نیخواد حسابی بخونه,ایشالله که خدا کمکش کنه و قبول شه,دوسال پیش هم که تو امتحان نظام مهندسی شرکت کرد با نمره خوب فبول شد با وجود اینکه دم عقدمون بود و فرصت نداشت خیلی مطالعه کنه ولی خوب از پسش بر اومد,همسم ماشالله خیلی باهوشه امسالم میدونم که قبول میشی اونم بانمره خووووب عزیزدلممممم


میدونم قول عکس بهتون داده بودم ولی ببخشید کلی کار دارم و فرصت نمیکنم همشو بذارم

اینم نهار امروزمون...سوپ شلغم هم درستیدم ولی از اون عکس ننداختم

این ساعت رو همسرم برای ولنتاین برام گرفته بود یه قلب قرمز هم برام گرفته که از اون عکس ندارم...

اینم کیف و کفشم برای استفاده ی روزمره گرفتم...هنوز برای عید که مناسب مهمونی های رسمی باشه نگرفتم

اینم چند روز پیش رفتیم زدیم بر بدن دست پخت همسر عزیزمه

عشقم دیروز که اومد خونه اینارو برام گرفته بود

اینم همسرم چند ماه پیش که سالگرد عروسیمون بود برام گرفت

برچسب: نویسنده: imi تاريخ: چهارشنبه 27 فروردين 1393 ساعت: 17:58

صفحه بندی