
من از اینکه شب قبل از خواب کتاب بخونم بیزار بودم. از اینکه روی کتاب خابم ببره یا اینکه 70% مطالب کتاب ، روز بعد به خاطر اینکه آخر شب خونده می شن از ذهنم می ره.ولی جدیدا از هر فرصتی و حتا از لحظه های قبل از خاب شب استفاده می کنم تا کتاب مورد علاقه ام رو بخونم.فلسفه برای دامیز.
این کتاب رو خیلی اتفاقی خریدم وهیچ آشنایی هم باهاش نداشتم. اما یهو انگار از توی ویترین منو صدا کرد و منم صداشو شنیدم و رفتم خریدمش و مدتها توی کتابخونه موند تا بلعخره یه روز اتفاقی مقدمه اش رو خوندم و دیگه نتونستم زمین بذارمش.
بالاترین امتیازی که این کتاب داره اینه که مغز آدم رو به کار می ندازه. نه اونجوری که با ریاضی و سر و کله زدن با فرمول و اعداد ،یه جوری آدم رو وادار به فکر کردن می کنه. فکر کردن و خوب فکر کردن و بهت یاد می ده که در آینده چطور توی موقعیت های مختلف تصمیم بگیری.اینم بگم که این کتاب اصلا شبیه کتابهای خودشناسی و روانشناسی های عامیانه نیست و واقعا"فلسفه" است.
بخونین و حالشو ببرین.
برچسب:
نویسنده: imi